تبليغاتX
دونفر مهاجر

 

همه چیز به کندی پیش میره... بهی مشغول مطالعه زبانه و من تحقیق در زمینه مهاجرت به کانادا ! نا امید نیستیم اما مثل اوایل شتاب زده عمل نمی کنیم. می خوایم سر فرصت بهی مدرک آیلتس رو بگیره تا با خیال راحت اقدام کنیم.

 

 

*اگرچه خاموشم! اما همچنان خواننده بلاگ هاتون هستم.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 18:36 توسط رحی |

 

ديروز رفتم مشاوره با خانم نكونام، بگذریم که چی گفت ...

صبح با یه عالمه حرف  و سئوال اومدم نت! طبق معمول اول از همه بلاگ امیر عزیز رو باز کردم تا به یه جواب منطقی برای سئوال هام برسم که با این پست روبرو شدم و حالم بد شد! امیر عزیز جزو تنها کسانی بود که من به اطلاعاتش اعتماد داشتم.

خیلی حیف شد! اینم شانس ما...

الان دیگه حوصله نوشتن ندارم...

میرم تا یکم آروم بشم،

بر می گردم!!

 .

.

.

* خانم نکونام گفت ما از طریق کد ۴۱۳۱ با سابقه کار تدریس آموزشگاه نمی تونیم بریم و حتما باید سابقه آموزشگاه فنی حرفه ایی باشه یا موسسه زبان!! البته از طریق کبک می تونیم اقدام کنیم (اونم نه با قانون جدید!) که نه من نه بهی حوصله خوندن فرانسه رو نداریم!!

بقییه حرفاش هم تکراری بود و اطلاعاتی بود که تقریبا همه می دونن. دو تا حرف دیگه هم زد که برام تازگی داشت! یکی اینکه برای اقدام به کبک نیازی به امتحان زبان فرانسه نیست و فقط باید هم خود متقاضی اصلی و هم همسرش فرانسه بلد باشن. این یکم با اطلاعات من متفاوت بود. من فک نمی کردم متقاضی های دیگه هم باید فرانسه بلد باشن. البته فک کنم حسن ارائه مدرک زبان فرانسه اینه که ممکنه دیگه به مصاحبه دعوتتون نکنن!! دومین صحبتش هم این بود که اگه فقط یک سال سابقه مرتبط با لیست داشته باشیم و چند سال سابقه مختلف در رشته دیگه اون چند سال هم امتیاز داره! من فک می کردم حتما باید در همون رشته باشه.

با حدود نیم ساعت صحبت نمی تونم در مورد خانم نکونام نظر بدم، نمی تونم نظرش در مورد پروندمون رو هم اشتباه بدونم! پرونده ما که فعلا تو زمین و آسمونه! باید صبوری کرد تا ببینیم چی پیش میاد! بهی هم هنوز مشغول زبانه ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 10:5 توسط رحی |

 

دوست داشتم براي اطمينان بيشتر از شرايطمون با يه وكيل مشورت كنم. امروز با موسسه اميدهاي آتيه تماس گرفتم و براي اين هفته وقت مشاوره رزرو كردم. اميدوارم نظرش  نسبت به شرايطمون مثبت باشه.

.

.

.

هنوز هم نظرم اينه كه بدون وكيل اقدام كنيم و روز به روز استرسم كمتر ميشه!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 11:37 توسط رحی |

 

از صبح تا شب کارم شده شخم زدن آرشیو بلاگ های مهاجرت و یا سرچ در گوگل برای پیدا کردن اطلاعات مفید! خیلی چیزهای بدرد بخور پیدا کردم اما هنوز هم شک دارم که از پس پر کردن فرم ها بر بیایم!! می ترسم یه جای کار اشتباه انجام بشه و کلی عقب بیفتیم. از یک طرف هم اصلا نمی تونم زیر بار هزینه وکیل برم اونم در شرایطی که می دونم کاری از پیش نمیبره...

خلاصه که شرایط خیلی بدیه!

بهی تمام وقت در حال مطالعه برای امتحان آیلتسه و ما تصمیم داریم تا حدود دو هفته دیگه که برای تعیین سطح مجدد و مشورت با چند مشاور (وکیل) و همینطور استاد خصوصی زبان اقدام می کنیم برای تصمیم گیری نهایی صبور باشیم.

کمی می ترسم... اما در عین حال امیدوارم!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 9:35 توسط رحی |

 

روز به روز در این که می خواهم از ایران برم مطمئن تر می شم، ولی استرسم در مورد زبان هم بیشتر می شه . اما در عین حال مطمئنم که موفق می شم.

یک هفته از وقتی که به صورت جدی و فشرده مطالعه زبان رو شروع كردم تا بتونم 7 IELTS بگیرم گذشته، سطح زبانم بد نیست اما باید خیلی بیشتر مطالعه داشته باشم و در کنارش تمرین کنم. در حال حاضر دارم کتاب  english grammer in use , steps to understanding رو همراه با لغت هاي 504 و هر از چند گاهي يك درس از English vocabulary in use  رو مي خونم . البته دو روز هم هست كه يك قسمت از سريال Lost رو برای تقویت Listening نگاه مي كنم . (هم درس و هم تفريح) خيلي خوب حرف مي زنن، آدم لذت مي بره و در فضا و محیط مکالمات روزمره انگلیسی قرار می گیره!

خلاصه تمام انرژيم رو مي ذارم تا زودتر و بهتر نتيجه بگيرم .

ممنون مي شم كه در اين راه كمكم كنيد‏‏، اگر از دست من هم كاري بر بياد خوشحال مي شم براتون انجام بدم .

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 13:56 توسط بهي |

 

این چند روز در مورد نگراني مون براي امتحان آيلتس و آوردن نمره بالا (در اين فرصت كوتاه) خيلي تحقيق كردم. از بلاگ دوستان مهاجر و تجربياتشون در زمينه آموزشگاه، معلم خصوصي و ... گرفته تا سايت مایگرنت هلپ (Migrant Help) و سرچ در گوگل!!

به نتایج نسبتا مناسبی هم رسیدم.

البته تصمیم فعلیمون اینه که بهی تا یک ماه آینده به صورت خودآموز کار کنه! انصافا خیلی هم وقت می ذاره و میشه گفت حداقل روزی ۵ تا ۶ ساعت روی هر چهار مهارت کار میکنه. بیشتر تصمیم داریم که به جای شرکت در کلاس های آموزشگاه معلم خصوصی بگیریم. چون هم در وقت و هم در هزینه صرفه جویی میشه.

می خوام یه اعتراف بکنم، با اینکه چند سالی هست که در آرزوی مهاجرت هستیم و تقریبا شرایط خاصی اینجا نداریم که نگران از دست دادنش باشیم! اما جداً تصمیم گیری و دل کندن خیلی سخته!!!

.

.

*همه چیز رو می سپارم به کسی که همیشه و همه جا بهترین ها رو برامون خواسته!

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 10:32 توسط رحی |

 

 

دُرست یادم نیست اما حدود سال ۸۱ یا ۸۲ بود، همون زمانی که بلاگ نویسی رو شروع کردم و کلی دوست مهاجر پیدا کردم. خوندن بلاگ های اونا و کلا آشنا شدن با محیط اینترنت، زندگی در خارج از ایران رو برام روشن کرد. همون زمان بود که جرقه مهاجرت در ذهنم زده شد! اما شرایط مورد نیاز رو نداشتم. همون سال با همسرم آشنا شدم و بعد از سال ها دوستی در تابستان ۸۶ با هم عقد کردیم. توی این مدت همسرم هم با مهاجرت موافقت کرد و تمام این مدت تلاش کردیم تا شرایط رو روبراه کنیم.

اوایلی که با "بهی" (همسرم) آشنا شدم، فهمیدم آرزوهاش خیلی شبیه منه! اما هدف هاش یه دنیا از آرزوهاش دور بود...  از زندگی یه خانواده کوچیک و گرم می خواست و یه کار مهندسی در کارخونه توی همون شهرستان کوچیکی که بزرگ شده بود، درست مثل زندگی پدرش! وقتی هدف هاش برام رو شد، پشت تلفن یه پوسخند زدم و شروع کردم به تغییر نگرشش نسبت به زندگی... تمام مدت دوستی مون سعی کردم به توانایی های زیادش پی ببره و کم کم یاد بگیره که زندگی می تونه خیلی بزرگ تر و جذاب تر از تصور اون باشه. میشه توی شهر بزرگ یا حتی کشور دیگه زندگی کرد و با ترس غلبه کرد! یادمه اوایل می ترسید که تنها به تهران بیاد، همیشه من سر قرار می رفتم دنبالش... تا اینکه پدرم ماشین رو در اختیارش گذاشت تا به کارهای شرکت تازه تاسیس شون برسه! خیلی زود تهران رو مثل کف دستش یاد گرفت و حالا بیشتر از خیلی ها که سال ها ساکن این شهر بزرگ بودن همه جا رو بلده و اعتماد به نفسش بالا رفته. یه مدت طول کشید تا اون هم مهاجرت از این شهر و کشور رو قبول کنه اما حالا خودش هم خیلی مشتاق رفتنه!

بعد از تمام شدن درسش، برای سربازی اقدام کرد و خوشبختانه تیرماه ۸۸ این دوره رو هم به خوبی پشت سر گذاشت. همون موقع ها بود که از قوانین جدید مهاجرت به کانادا با خبر شدیم. تا قبل از اون هدفمون استرالیا بود گرچه همیشه حس خیلی بهتری به کانادا و زندگی در اونجا داشتم اما تا قبل از اعلام شرایط جدید مهاجرت به کانادا عملا سال ها طول می کشید و من طاقت این همه انتظار رو نداشتم.

لیست ۳۸ رشته مورد نیاز فدرال رو که چک کردم. متوجه شدم نه سابقه کار همسرم جزو این ۳۸ رشته هست و نه رشته تحصیلی و سابقه کار خودم ... و باز نا امید شدم. تمام این مدت با هم مشغول کار و کاسبی من بودیم و بهی هم به دنبال شغل مرتبط با رشته که تا به امروز هنوز پیدا نشده!! تا اینکه یک روز متوجه شدم یکی از مشتری هام مهاجر کاناداست و وقتی فهمید ما هم قصد مهاجرت داریم با هم دوست شدیم. شوهرش هم ایران بود و مراسم عروسیشون در مهر ماه برگزار شد. این خانم فوق العاده مهربون بود و به ما لطف داشت. شماره یکی از مشاوران وکیلشون در کانادا رو بهمون داد و ما باهاش مشورت کردیم و باز هم گفت که ما واجد شرایط نیستیم. تا اینکه یک روز باهام تماس گرفت و گفت که خود وکیلشون آقای "ك" اومدن ایران و ازم پرسید می خوای براتون وقت بگیرم؟ با نا امیدی جواب مثبت دادم و ما ۲۴ آبان رفتیم برای مشاوره! وکیل بهمون امیدواری داد که میشه کاری کرد. خیالمون راحت شد و حالا مونده بود مدرک "آیلتس" و تصمیم برای گرفتن یا نگرفتن "وکیل" !!!

به اصرار من به چندتا آموزشگاه سر زدیم و بهی تعیین سطح داد، اولش می ترسید و خجالت می کشید نکنه سطحش پایین باشه! اما من به زور بردمش و نتیجه بد هم نبود. بهش گفتن بعد از ۵ ماه شرکت در کلاس زبان می تونه دوره آیلتس رو شروع کنه! اما اینجا بود که تازه توجه مون به زمان، هزینه ها و ... جلب شد. در حال حاضر بهی چندتا کتاب گرفته و روزی چند ساعت داره کار میکنه تا بعد برای کلاس، معلم خصوصی و ... تصمیم بگیریم.

در مورد "وکیل" هم تصمیم گرفتیم کمی تحقیق کنیم و خودمون مدارک رو بفرستیم.

هنوز هیچ اقدامی نکردیم چون یکسری نگرانی هایی داریم که تصمیم نهایی رو برامون سخت میکنه!

  • مثل اینکه برای "نامه سابقه کار" مشکلی پیش نمیاد؟
  • یا اینکه بهی می تونه توی اون مهلت ۱۲۰ روزه یعنی حدود ۶ ماه دیگه "مدرک آیلتس" رو ارائه بده؟ و حداقل جنرال ۷ بگیره؟
  • آیا بدون "وکیل" از پس کارها بر میایم؟
  • آیا از پس "هزینه ها" بر میایم؟ با توجه به اینکه هزینه برگزاری عروسی رو هم داریم چون ما هنوز عروسی نکردیم و فقط عقدیم.
  • آیا توی این یکی دو سال می تونیم به "کارهای عقب افتاده" برسیم؟
  • و .......
  • ....

باید هر چه زودتر به کمک دوستانی که اطلاعات مفید دارن بالاخره تصمیم نهایی رو بگیریم.

 

با آرزوی موفقیت

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 13:56 توسط رحی |